تبلیغات
دفاعی - شهید مهدی زین‌الدین
 
درباره وبلاگ


با سلام خدمت خوانندگان عزیز، ما دو دانش آموز سال نهم مدرسه شهید بهشتی هستیم که در این وبلاگ مطالب سیاسی ،اجتماعی مربوط به درس دفاعی قرار میدیم

مدیر وبلاگ : مهزیار بنی سعید
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دفاعی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 27 آذر 1394 :: نویسنده : امیر حسین فرجادی
مهدی زین الدین  یکی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شرکت کننده در جنگ ایران و عراق و فرمانده تیپ علی ابن ابیطالب بود. پدر مهدی زین الدین کتاب فروش بود و او بیشتر اوقات فراغت خود را در دوران نوجوانی به فروش کتاب و کار در کتابفروشی می گذراند. وی در دوران دبیرستان گرایش‌های سیاسی پیدا کرد و با آیت الله مدنی روابط نزدیکی داشت. در این دوره مهدی زین الدین به همراه خانواده اش در شهر خرم‌آباد ساکن بودند که به دلیل فعالیت سیاسی او به سقز تبعید شد اما در سقز هم فعالیت‌های سیاسی خود را ادامه داد این فعالیت‌ها باعث شد او از دبیرستان اخراج شود. پس از اخراج از دبیرستان وی با تغییر رشته از ریاضی به علوم تجربی موفق به دریافت مدرک دیپلم شد. در سال ۱۳۵۶ در کنکور شرکت کرده و ضمن قبولی موفق شد رتبه چهارم بین پذیرفته‌شدگان دانشگاه شیراز را بدست آورد، اما همزمان با قبولی وی در دانشگاه پدرش از خرم‌آباد به سقز تبعید و این امر باعث شد مهدی زین الدین از ادامه تحصیل انصراف دهد. پس از مدتی پدر مهدی زین الدین از سقز به اقلید تبعید شد و در این فرصت خانواده وی نیز از خرم‌آباد به قم مهاجرت کردند و مهدی زین الدین همراه با خانواده اش به قم رفت.

پس از انقلاب ۵۷ مهدی زین الدین به واحد اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و نقش پررنگی در سرکوب مخالفان در تبریز و قم بر عهده داشت. پس از آغاز جنگ ایران و عراق وی به همراه یک گروه صد نفره با گذراندن آموزش‌های کوتاه به جبهه رفتند. وی پس از مدتی مسئول واحد شناسایی و بعد از آن مسئول واحد اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دزفول و سوسنگرد شد و پس از مدتی به سمت فرماندهی تیپ علی ابن ابیطالب دست یافت. در ۲۷ آبان ۱۳۶۳ مهدی زین الدین همراه با برادرش به منظور شناسایی منطقه از کرمانشاه به سوی سردشت در حال حرکت با گروه‌های مسلح جدایی طلب درگیر شده و کشته شد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 مرداد 1396 10:02 ب.ظ
A fascinating discussion is worth comment. I think that you ought to
publish more about this topic, it may not be a taboo subject but typically folks don't talk about such issues.
To the next! Many thanks!!
شنبه 7 مرداد 1396 12:56 ق.ظ
I have fun with, result in I discovered just what
I was looking for. You've ended my 4 day lengthy hunt!
God Bless you man. Have a great day. Bye
جمعه 6 مرداد 1396 05:51 ب.ظ
I loved as much as you will receive carried out right
here. The sketch is tasteful, your authored material stylish.
nonetheless, you command get bought an nervousness over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come more formerly again since exactly the same nearly very often inside case you shield this increase.
پنجشنبه 22 تیر 1396 06:25 ب.ظ
I have fun with, result in I found just what I was having
a look for. You have ended my four day lengthy hunt! God Bless you man. Have a nice day.

Bye
یکشنبه 11 تیر 1396 09:32 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied on the video to make your point.
You obviously know what youre talking about, why waste your
intelligence on just posting videos to your weblog when you could be giving us something enlightening to read?
دوشنبه 22 خرداد 1396 12:14 ق.ظ
Hello there, You have performed a fantastic job.
I'll certainly digg it and personally recommend to my friends.

I am confident they will be benefited from this
website.
یکشنبه 21 خرداد 1396 08:36 ق.ظ
What's up Dear, are you truly visiting this web site on a regular basis, if so afterward you will without doubt obtain nice
know-how.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 01:42 ق.ظ
When I originally commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and
now each time a comment is added I get four emails with the same comment.

Is there any way you can remove people from that service?

Bless you!
چهارشنبه 30 فروردین 1396 06:49 ب.ظ
I think this is among the most vital information for me.
And i'm glad reading your article. But want to remark on some
general things, The website style is wonderful, the articles is really great : D.
Good job, cheers
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:17 ب.ظ
I was able to find good info from your content.
جمعه 11 فروردین 1396 11:43 ب.ظ
Today, I went to the beach with my children. I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She placed the shell to her ear and screamed.
There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is totally off topic but I
had to tell someone!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر